سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

11

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

حضرت على عليه السّلام بدگوئى مىشد و حضرتش را سبّ مىكردند ! « ابن عباس » به كسى كه دستش را گرفته بود ، گفت : آيا نمىشنوى كه اينان به سبّ خداى تعالى اقدام كرده‌اند ! وى كه از سخن او به شگفت آمده بود ، گفت : سبحان الله ! كسى كه از خدا بدگوئى بكند ، مشرك است . « ابن عباس » روى به حضّار كرد و گفت : كداميك از شما به سبّ رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله پرداختيد ؟ در پاسخ گفتند : اين چه سؤالى است ؟ كسى كه از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نكوهش نمايد ، كافر است . پرسيد : آيا هيچيك از شما از على عليه السّلام نكوهش مىكند ؟ گفتند : اين عمل اتفاق مىافتد و از نكوهش و سبّ على عليه السّلام دريغ نمىداريم ! « ابن عباس » گفت : خدا گواه است كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم ، مىفرمود : كسى كه على عليه السّلام را سبّ كند ، مرا سبّ كرده است . و كسى كه مرا سبّ كند ، خدا را سب كرده است . و كسى كه خدا را سب كند ، خدا او را به روى به آتش دوزخ مىافكند . « ابن عباس » بازگشت و به آن شخص كه دستش را گرفته بود و عصاى دست او بود ، گفت : آيا آنچه را كه اظهار كردند شنيدى ؟ گفتم : آرى . مقدارى از آن را شنيدم . « ابن عباس » گفت : هنگامى كه از نتيجه ناسزا گفتن به على عليه السّلام اطلاع يافتند ، رخسارشان را چگونه يافتى ؟ گفتم : نظروا اليك بأعين محمّدة نظر التيوس الى شفار الجازر ؛ هنگامى كه آن سخنان را بيان مىكردى ، با چشمهاى خون فرا گرفته به تو مىنگريستند ؛ آنچنان كه بزها به مژگان شتران ، نگاه مىكنند ! « ابن عباس » گفت : پدر و مادرم فداى تو ! بيش از اين بگو ، گفتم : جزر الحواجب ناكسى أذقانهم نظر الذّليل الى العزيز القاهر ؛ چشمهايشان مژه مىزد ، و چانه‌هايشان به زير افتاده بود ؛ طورى به تو نگاه مىكردند كه انسان بيچاره به عزيز با شوكتى مىنگرد ! گفت : پدر و مادرم فداى تو ! باز هم بيشتر بگو ، گفتم : به غير از آن دو بيت ،